معرفی غرب ایران منطقۀ زاگرس
زاگرس چین نخورده
: زیرساخت بخشی از جلگه خوزستان را تشکیل می دهد .
زاگرس مرتفع :
اين بخش از زاگرس به صورت نوار طویل و نسبتاً باریکی با روند شمال غربی ـ جنوب شرقی از مریوان تا شمال بندرعباس ادامه دارد پهنای آن بین 10 تا 70 کیلومتر متغیر است. این واحد از سمت جنوب غربی با زاگرس چین خورده هم مرز است که البته این مرز در همه جا مشخص نیست از سمت شمال شرقی با گسل زاگرس از واحد سنندج سیرجان جدا می شود. رسوبات زاگرس مرتفع عمدتا آهكي است كه يكي از وجوه تمايز آن از زاگرس چين خورده محسوب مي شود. مرتفع ترین کوه های زاگرس (زردکوه، اشترانکوه ...) در این واحد قرار دارند. پرتگاه های قائم، دره های عمیق و گسل های طولی متعدد از ویژگی های این واحد محسوب می شود. این واحد چهره ای خشن و ناموزون ناشی از عملکرد گسل ها دارد.
انحلال آهک و فرسایش کارستی(آهکی) در این بخش از زاگرس بسیار فعال است. امّا رخساره های کارستی در سراسر زاگرس قابل مشاهده است اگرچه در زاگرس فارس در حال حاضر بنابه شرایط اقلیمی اش این نوع فرسایش نمی شود امّا آثار آن نشان از حاکمیت این فرسایش در دوره های سرد و مرطوب پلئیتوسن دارد، وجود آبشارهای متعدد و زیبا در دره های عمیق و معلق زاگرس حاصل این نوع فرسایش است.
زاگرس چین خورده :
به مجموعه ای از پستی و بلندی های منظم گفته می شود که در جنوب غربی زاگرس مرتفع از کردستان جنوبی تا حواشی تنگۀ هرمز گسترده شده است. حد شرقی آن گسل میناب است که آن را از کوه های مکران جدا می کند. مرز جنوبی و جنوب غربی آن تا بستر خلیج فارس ادامه و گاهی جزایر آن را نيز شامل می شود. امتداد شمال غربی آن از مرز کشور خارج و تا ترکیه کشیده می شود.
علاوه بر این تقسیم بندی ارتفاعات زاگرس را می توان در امتداد طولی به چهار قلمرو زیر تقسیم کرد.
1- قلمرو زاگرس شمال غربی :
كه محدوده ايلام و كرمانشاه را در بر مي گيرد داراي دشت هاي نسبتاً وسيع در كنار كوه هاي تقريباً پرحجم است. چين خوردگي ها در اين بخش منظم است كوههاي مرتفع و حجيم اين محدوده به علت قرارگيري در مسير بادهاي مرطوب غربي از بارش خوبي برخوردار مي باشند. به همین دليل در دشت هاي ميان كوهي آن زمين هاي حاصلخيز كشاورزي وجود دارد. زمستان هاي اين بخش سرد و مرطوب و تابستان ها خشك است. بارش زياد موجب پيدايش رودخانه هاي متعدّدي مثل سيمره، كارون، جراحي، دز، مارون و ... شده است. كه موجب فرسايش رودخانه اي زياد در اين منطقه شده است اين مساله به دليل وجود تشكيلات زمين شناسي مستعد براي فرسايش تشديد شده است به نحوي كه شديدترين شكل فرسايش رودخانه اي در اين بخش اتفاق مي اُفتد. به علاوه اين محدوده به دليل سرماي بالا و ريزش برف و ماندگاري چندين ماهه در سطح دامنه ها، فرسايش جنب يخچالي دارد. ضمن اينكه به علت رطوبت بالا تجزيه شيميايي در آن فعال است به همين دليل بعد از ناحيۀ خزري مهمترين منطقه خاكزايي كشور به شمار مي آيد. فرسايش رودخانه اي و جنب يخچالي عناصر اصلي شكل زايي در اين محدوده هستند.
2- زاگرس مياني :
در برگيرندۀ منطقه لرستان و بختياري است. شكل ظاهري ناهمواري ها در اين منطقه عمدتاً به صورت تيغه هاي پرشيب است.زاگرس مياني داراي كوههاي حجيم است كه با دره هاي عميق و باريك از يكديگر جدا شده اند.
عامل اصلي شكل گيري دره هاي باريك و عميق، فرسايش حاصل از آبهاي روان در امتداد شكاف ها و گسل هاي طولي است. از مهمترين ويژگي هاي اين ناحيه لغزش و تشكيل ساخت هاي لغزشي متعدد در منطقه است كه به علّت تناوب لايه هاي سخت آهكي و سست مارني و شيلي و فشار سپر عربستان بر آنهاست. به طور كلي پديدۀ لغزش در رسوب هاي ريزدانه، و سست مانند رس و مارن از پديده هاي شناخته شده است. اين پديده از فرايندهاي دامنه اي است كه در قلمرو زاگرس اتفاق افتد اما مي توان آن را پديدۀ خاص زاگرس مياني دانست تناوب لايه هاي سخت آهك در رو و مارن در زير، شيب زياد، دخالت تكتونيك و نيروي ثقل زياد از عوامل مؤثر در اين پديده است. لذا ميزان سانحه خيزي در اين ناحيه بالاست در نتيجه دخالت انسان براي تغيير كاربري ها بايد با دقّت زياد انجام گيرد. به عنوان مثال انجام عمليات آبخيزداري در بسياري از اين مناطق با مشكل مواجه است زيرا در اين اقدام با ايجاد موانعي سعي مي شود قدرت نگهداري آب در سطح دامنه افزايش يابد در نتيجه آب فرصت نفوذ بيشتري مي يابد اين امر سبب خميري شدن و لغزندگي لايه هاي مارني زير و تسهيل لغزش مي شود. فرايند لغزش مي تواند به صورت آرام يا ناگهاني اتفاق اُفتد در صورتي كه اين پديده ناگهاني باشد لايه هاي فرو ريخته در برخورد با زمين متلاشي و به صورت بلوك هاي خرد شده پراكنده مي شوند. گاهي نيز باعث بسته شدن مسير رودخانه ها و تشكيل درياچه مي شوند.اين وقايع بارها دره هاي زاگرس را فرا گرفته و جريان رودها را تغيير داده كه مثال آن را مي توان در سياه كوه، دنا، اشترانكوه، كبيركوه ،كوه منگشت و ايذه ديد. معروف ترين لغزش صورت گرفته در ايران در زاگرس مياني اتفاق افتاده است كه همان لغزش سيمره است بر اساس منابع موجود اين لغزش بزرگترين پديده لغزش يكپارچه در دنيا شناخته شده است..
زاگرس جنوب شرقي (منطقه فارس) :
اين بخش از زاگرس كل استان فارس را پوشش مي دهد به آن زاگرس فارس نيز مي گويند.
زاگرس در اين واحد بيشترين پهنا را پيدا مي كند. نسبت به دو واحد قبلي چهره چين خوردگي ها در اين واحد بسيار متفاوت بوده، چين ها ملايم و باز و به صورت تاقديس و ناوديس هاي ساده رخنمون مي يابند. اين واحد داراي دشت هاي فراخ است. محور چين ها در اين ناحيه تقريباً به سمت مشرق متمايل مي شوند و سرانجام از نصف النهار لار به كلي غربي ـ شرقي مي شوند. گنبدهاي نمكي ويژگي خاص اين بخش از زاگرس است. به نحوي كه بزرگترين تمركزگاه گنبدهاي نمكي در اين ناحيه است و اين سبب آلودگي بسياري از زمين ها و آبهاي منطقه فارس به املاح نمكي شده و آنها را غيرقابل استفاده كرده است. در اين واحد به دليل ارتفاع كمتر و موازي بودن محور كوه ها با جريانات غربي بارش كمتر است به همين دليل به آن زاگرس خشك هم مي گويند. بنابراين فرسايش رودخانه اي در آن فصلي و به صورت اتفاقي است. فرسايش انحلالي هم در آن ديده نمي شود.
زاگرس هرمزگان :
در اين منطقه به دليل پيش آمدگي شبه جزيره مسندام، محور چين ها به حالت قوسي با تحدب شمالي در آمده و تنگه هرمز را از سه طرف احاطه كرده است در اين واحد نيز مانند زاگرس مياني چين ها فشرده و شكستگي ها و گسل هاي زياد پديد آمده، بنابراين نظم چين هاي فارس در اين ناحيه ديده نمي شود. پرتگاه هاي گسلي، كوههاي به هم فشرده و دره هاي باريك و عميق چشم انداز غالب آن است. به علاوه گنبدهاي نمكي نيز در تعمير ساختمان اين واحد نقش وسيعي داشته است. اقليم در اين ناحيه نيمه خشك تا خشك است. بنابراين تخريب مكانيكي و فرسايش سيلابي دو عنصر اصلي شكل زايي در آن محسوب مي شود.
به طور كلي در زاگرس هر چه از سمت شمال به جنوب و غرب به شرق حركت كنيم باران كمتر، رودخانه هاي دائمي كمتر و اغلب فصلي و كوتاه مي شوند ضمن آن كه آبريزها كوچك مي شوند. در نتيجه پوشش گياهي كم و حاصلخيزي خاك كمتر مي شود.
تنوع شرايط زيستگاهي و رويشگاهي در زاگرس فرصت هاي مختلفي را از ديرباز براي انسان ساكن در اين مناطق فراهم آورده است. بارندگي كافي و تغييرات شديد دما در تابستان و زمستان به ويژه در مناطق مرتفع تر آن سبب تنوع گياهي شده است و رويش هاي مرتعي و جنگلي حاصل امكان گله داري را براي آنها فراهم كرده ضمن آنكه قطعات زمين هاي رسوبي همواره شرايط كشاورزي را مهيا كرده است. بنابراين كوچ روي و مهاجرت فصلي شيوه بهره برداري متناسب با منابع منطقه بوده و به همين دليل در منطقه غالب شده است. در مناطقي كه شدت چين خوردگي زياد مي شود و پوشش خاك كمتر مي شود نوع سكونت به صورت گروه هاي منزوي كشاورزان، مزرعه داران و گله داران گرايش مي يابد. ايجاد محيطهاي منزوي در بخشي از زاگرس شرايط گونه زائي را بسيار خوب فراهم كرده است اين امر حتي در مورد گونه هاي زراعي نيز صادق مي باشد به همين دليل در زاگرس گونه هاي گياهي با ارزشي مثل گندم، جو، يونجه، انگور، اسفناج و درخت هاي ميوه وجود دارند كه به دليل ارزش هاي ميراثي از نظر كشاورزي حائز اهميتند. اين گونه هاي اهلي اصلاح نشده هستند و با شرايط بومي منطقه به خوبي سازگاري دارند.
خصوصيات زيستي زاگرس :
از نظر فلور زاگرس در قلمرو ايران ـ توراني واقع شده و جز حاصلخيزترين مناطق اين قلمرو به شمار مي آيد. بخش غربي اين رشته كوه نسبت به دامنه هاي شرقي از تنوع و حاصلخيزي بيشتري برخوردار است كه علّت اصلي آن قرار گرفتن دامنه هاي غربي در مسير بادهاي مرطوب مديترانه اي است. ضمن آن كه بين بخش هاي شمالي و جنوبي آن نيز تفاوت چشمگيري وجود دارد. در بخش هاي شمالي تنوع و تعداد گونه ها بيشتر است ضمن آنكه جنگل ها متراكمتر نيز مي باشند. رويش كليماكس اين بخش به صورت جنگل هاي پهن برگ خزان كننده مقاوم به سرما با گونۀ غالب بلوط پهن برگ است به صورت پارك لند خودنمايي مي كند. اين جنگل ها در مرزهاي خود (به ويژه مرز شرقي) به پوشش گياهي بوته اي و بيشه زار مي رسند كه عمدتاً در اثر چراي بي رويه و تخريب جنگل شكل گرفته است. بلوط ها ساختار تنك و كم پشت دارند. فاصلۀ بين آنها را گياهان استپي و نيمه استپي پر كرده است. گسترۀ كلي جنگل هاي زاگرس از تركيه شروع شده به كردستان عراق و ايران كشيده مي شود و لرستان تا استان فارس را در بر مي گيرد. كل آن به جنگل زاگرس معروف است مهمترين گونه هاي اين جنگل به قرار زير هستند.
انواع بلوط : (Quercus branti, Q. libani, Q.boissier) به همراه نارون، افرا، داغداغان، گردو، گلابي، پسته انواع بادام و تعداد زيادي گونه هاي بوته اي. در سواحل رودخانه هاي زاگرس گونه هاي رطوبت دوست سپيدار (تبريزي) ، بيد، توسكا، نارون، زبان گنجشك، چنار و گياهان رونده ديده مي شود.
به دليل استفاده هاي تاريخي انسان از اين گونه هاي جنگلي كه عمدتاً بي رويه بوده است، وسعت زيادي از مناطق تحت پوشش جنگل هاي بلوط، پسته و بادام زاگرس تخريب شده اند و امروزه اثري از آنها وجود ندارد. شرايط محدودتر دامنه هاي شرقي و بخش جنوبي زاگرس در احياء و استقرار مجدد اين گونه ها سبب شده است كه امروزه اين نواحي را در بسياري از مناطق بري از اين جنگل ها و به صورت بياباني ببنيم در حاليكه شواهد نشان از گسترش جنگل هاي بلوط و بادام و پسته با تراكم قابل توجه در بسياري از بخش هاي زاگرس داشته است. بخش عمده اي از دامنۀ شرقي زاگرس پوشيده از جنگل هاي بلوط و در ارتفاعات پائين تر جنگل هاي كليماكس پسته ـ بادام و يا بادام بوده كه امروزه به بيابان هاي بدون جنگل تبديل شدند.لازم به ذكر است كه بسياري از اندميك هاي قلمرو ايران ـ توراني ايران در گسترۀ كوهستاني و مناطق مرتفع قرار دارند. قلل زاگرس نمونۀ بارزي از زيستگاه هاي اندميك هاي كوهستاني است كه ارزش هاي حفاظتي ويژهاي را موجب شده اند.اجداد بسياري از گياهان زراعي مثل جو، گندم و يونجه و بسياري از درختان ميوه اهلي شده چون بادام ، پسته و انگور در ارتفاعات زاگرس وجود دارند.
از نظر تنوع جانوري گونه هاي زير را مي توان به عنوان نمونه نام برد:
- پازن يا كل، قوچ و ميش كه در شمال غرب زيرگونه ارمني آن در معرض خطر است.
- سنجاب ايراني كه زيستگاه اصلي آن درختان بلوط است. گرگ، روباه معمولي، سياه گوش، پلنگ در ارتفاعات زاگرس.
- از ماهي هاي مهم در آب هاي خروشان زاگرس نيز مي توان به قزل آلاي قرمز يا بومي و قزل آلاي رنگين كمان اشاره كرد.