ﻭﺍﺣﺪﻫﺎﻱ ﺷﻤﺎﺭﺵ

ﻭﺍﺣﺪﻫﺎﻱ ﺷﻤﺎﺭﺵ
-1 ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺷﺘﺮ : ﻧﻔﺮ
-2 ﮐﻔﺶ ﻭ ﺟﻮﺭﺍﺏ : ﺟﻔﺖ
-3 ﺳﻴﮕﺎﺭ : ﻧﺦ
-4 ﺻﺎﺑﻮﻥ : ﻗﺎﻟﺐ
-5 ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ : ﺩﺍﻧﻪ
-6 ﮔﻮﺍﻫﻴﻨﺎﻣﻪ، ﭼﮏ ﺑﺎﻧﮑﻲ : ﻓﻘﺮﻩ
-7 ﺩﺭ ﻭ ﭘﻨﺠﺮﻩ : ﻋﺪﺩ
-8 ﻣﻐﺎﺯﻩ، ﺧﺎﻧﻪ، ﺑﺎﻍ ﻭ ... : ﺑﺎﺏ
-9 ﻗﺎﺷﻖ ﻭ ﭼﻨﮕﺎﻝ ﻭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ : ﺩﺳﺖ
-10 ﺩﺭﺧﺖ : ﺍﺻﻠﻪ
-11 ﭘﺘﻮ ﻭ ﻓﺮﺵ : ﺗﺨﺘﻪ
-12 ﭘﺎﺭﭼﻪ : ﺗﻮﭖ
-13 ﺗﻔﻨﮓ : ﻗﺒﻀﻪ
-14 ﮐﺎﻏﺬ : ﺑﻨﺪ - ﺑﺮﮒ
-15 ﻣﺠﻠﻪ ﻭ ﮐﺘﺎﺏ : ﺟﻠﺪ
-16 ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﻭ ﮐﺸﺘﻲ ﻭﺑﺎﻝ ﮔﺮﺩ ﻭﺯﯾﺮ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ : ﻓﺮﻭﻧﺪ
-17 ﺳﮓ ﻭ ﭘﻠﻨﮓ ﻭﺷﯿﺮ : ﻗﻼﺩﻩ
-18 ﮔﻞ ﻭ ﺁﻫﻦ ﺁﻻﺕ : ﺷﺎﺧﻪ
-19 ﺩﺍﻳﺮﻩ ﻭ ﺟﻬﺖ ﻭ ﺯﺍﻭﻳﻪ : ﺩﺭﺟﻪ
-20 ﺳﺮﻣﺎ ﻭ ﮔﺮﻣﺎ : ﺳﺎﻧﺘﻲ ﮔﺮﺍﺩ
-21 ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺁﻻﺕ ﻭ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ : ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ
-22 ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻭ ﮔﺎﻭ : ﺭﺍﺱ
-23 ﻃﻮﻝ ﺭﺍﻩ : ﮐﻴﻠﻮﻣﺘﺮ
-24 ﭘﻨﺒﻪ : ﻋﺪﻝ
-25 ﺣﺠﻢ ﺁﺏ ﻭ ﻣﺎﻳﻌﺎﺕ : ﻣﺘﺮﻣﮑﻌﺐ
-26 ﺣﻤﺎﻡ : ﻭﺍﺣﺪ
-27 ﻧﺎﻥ : ﻗﺮﺹ
-28 ﻗﻨﺎﺕ ﻭ ﭼﺎﻩ : ﺭﺷﺘﻪ
-29 ﻋﮑﺲ : ﻗﻄﻌﻪ
-30 ﻓﻴﻠﻢ ﻋﮑﺎﺳﻲ ﻭ ﻻﺳﺘﻴﮏ : ﺣﻠﻘﻪ

چند تا جمله ناب:


۱- مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما
۲- صفا فقط صفای مورچه که هر وقت گریه کرد هیچکس اشکش ندید
۳- رفیق فقط کلاغ نه بخاطر سیاهیش به خاطر یه رنگیش
۴- معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکی بودنش

نمیفهمید

وقتی میمیرید نمیفهمید که مرده اید

تحملش فقط برای دیگران سخت است

بیشعور بودن هم درست مشابه همین وضع است!


 
 

مسخره

وقتی انگشت اشاره ات به سمت کسی است

و اورا مسخره می کنی، بهتر است بدانی که

سه انگشت دیگرت به سمت خود توست

خیانت

آدم به خدا خیانت کرد!
خدا درد آفرید!
غم آفرید!
تنهایی آفرید!
بغض آفرید!
اما راضی نشد!
کمی فکر کرد!
و آنگاه عشق آفرید!
نفس راحتی کشید!
انتقامش را گرفته بود از آدم...!



تصادف

یارو تو خیابون ماشین زده بهش پهن شده کف آسفالت،

  رفتم دستش رو بگیرم بلندش کنم از رو زمین،

  می گه «قربونت تو همین حالت یه عکس ازم بگیر می خوام بذارم تو فیس بوک!

» خدایاااا چرا دنیا نابود نشد؟!!

حراج

از صبح که بیرون میرفت

تا شب هر چه داشت، می فروخت.


مشتریهایش هم همه راضی بودند


همه را حراج می کرد؛

ایمان

عفاف

حجاب

متانت

و نجابت را.

همه و همه را.......


کودوم

 

قضاوت

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو،

اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن

ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست

اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.

بخشی از وصایت نامه ی کوروش بزرگ، پادشاه ایرانیان یزرگ

هه هه

کنارم گذاشتی که تلخم کنی؟


هه هه!


شرابی شدم ناب...، حسرتم را بخور...

سایه

هوا

سهمیه هوای من هم برای تو......


برای نفس نفس زدن در آغوش او لازمت می شود.

خدایا

خدایا

خوبان را زن دادی ..... بدان را دوست دختر

نکند ما بهر تماشای جهان آمده ایم؟؟؟؟

پیژامه

بعضی ها مثل پیژامن فوقش بشه باهاشون تا سر کوچه بری


30گار


اگه مَردی ... ؟!!

اگه مَردی ... ؟!!
مَرد بمون ... اگه نیستی ... نامَردی نکن ... !!
اگه تنهایی ... ؟!!
تنها بمون ... اگه نیستی ... تنهاش نذار ... !!
اگه نجیبی ... ؟!!
... نجابت کُن ... اگه نیستی ... هرزگی نکن ... !!
اگه عاشقی ... ؟!!
... عاشق بمون ... اگه نیستی ... حُرمتِ عشقو نَشکَن


گناه نکن

داستات زیبا


مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه

راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد

نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس

از جدول کنار خیابون رفت بالا

نزدیک بود که چپ کنه

اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد

برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد

سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد

و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن

من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!

مسافر عذرخواهی کرد و گفت:

من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه

راننده جواب داد: واقعآ تقصیر تو نیست، امروز اولین روزیه که به عنوان یه

راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم

آخه من ۲۵ سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!

 

معرفت

ببین!
دکتری!
مهندسی!
خوشگلی !
خوش تیپی!
مایه داری!
اصن آخرشی!
معرفت که نداشته باشی!
“مفت ” نمی ارزی…

(کوروش کبیر)

در دنیا از سه آهنگ می هراسم:
1-صدای کودکی از بی مادری
2-صدای عاشقی از جدایی
3-صدای مجرمی از بی گناهی.....!!!

(کوروش کبیر)

قلب

میدونی چرا بغل کردن قشنگه؟

چون طرف راستت که قلب نیست. همیشه خالیه...!

وقتی بغلش میکنی قلبه اونه که پُرش میکنه .... ♥

بخوان

لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود، می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد. ((نارسیس))

——————————

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست.لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی .پرهایش رابزن…خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند .
——————————

هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم. ((هلن کلر ))
———————————-

برای پخته شدن کافیست که هنگام عصبانیت از کوره درنروید .
——————————
همیشه بهترین راه را برای پیمودن می بینیم اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم. ((پائولو کوئلیو))
———————————-
اندیشیدن به پایان هر چیز، شیرینی حضورش را تلخ می کند. بگذار پایان تو را غافلگیر کند، درست مانند آغاز.
——————————-
هیچ کس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آنقدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد.

خوش آمدید


شعر  بختیاری

جا پايلت  وُر مِن  تيام

گُهدي:« مونه  تينا  بخوا »

جاب پای تو در چشمان من قرار دارد

تو به من گفتی که فقط من را بخواه

 

رَهدن  زِ ويرُم(2) بَوم  و دام

فَرخِي(3) وَبا يك  نيكنن

سي مو خدا  وَوبيديَه

 پدر و مادرم از یادم رفتند

هیچ فرقی با هم ندارند

تو برای من خدا شدی

يا بِل بمَهنُم  واخُدام

بگذار من با خدای خودم باشم

دَينُم به ناتِ  وَسلام

گناهم به گردنت      پایان

نکات

فهمیدن

آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند.

از «تن» تو، هر چقدر هم که قوی باشد، ترسی  ندارند.

از گاو که گنده‌تر می‌شوی، میدوشنت!

از خر که قوی‌تر می‌شوی، بارت می‌کنند!

از اسب که دونده‌تر می‌شوی، سوارت می‌شوند!،

اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند .


عشق چیست

عشقي که در هر روز و در هر شب نو نشود،

دوام نخواهد يافت

حتي اگر به پرستيدن منجر گردد.

دو دل باخته چيزهايي را در آغوش مي کشند،

بيش از آن که يکديگر را در آغوش کشند.

بي شک عشق در يک جا جمع نمي شود.

عشق، کلمه اي است از نور

دستاني از نور آن را بر برگي از نور نوشت.


قطره دائمی

من همانم که در طلب یک نگاه گذرا از تو سکوت کردم،

همان که وقتی به چشمانش زل زدی ارتعاش صدا

ناخود
 
آگاه در گلویش خشک شد.

همان که با یک انگشت بر لبانش به سکوت در کنارت
 

دعوت شد،


همان که کوهی از آتش فشان بود و تنها درکنار تو
 

خاموش شد.


همان که برق نگاهت آرام آرام او را به صلح دعوت کرد.


همان که همچون قطره ای دائمی بر سنگ دلش


چکیدی
 


و چکیدی و با هیچ گفتنت بر دلش رسوخ کردی...


همان که به تو اخم کرد و تو خندیدی و با تایید نگاهت


او
 



رام کردی.


من...؟؟!


زمانی که با گرمی دستانت به من آموختی که من را
 


باید کشت و اکنون با تکیه بر دیواره پشتم که می دانم


 


خراب نشدنیست من را کشتی




و اکنون، ما شدیم و با هم به عشق خندیدیم و




نگاهمان

 

را بر دروغ بستیم و بر تمنای وجودمان چیره گشتیم تا


ما
 


باقی بمانیم..


اکنون نیز من در کنارت بی نیازم به تمنا و گدایی


محبتی

 

که سالها در آدم ها می جستم اما آن را در نگاه


خندانت
 


یافتم.



تقدیم به همه عاشقان



به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

دکتر شریعتی

گزیده ای از سخنان دکتر علی شریعتی

 

-  هر چیزی را نفهمیده انکار کردن، رویه ی دیگر همان تعصبی است که در عوام‌ سراغ داریم که خیلی چیزها را نفهمیده، باور دارند.

 

- هیچ‌گاه تنهایی و کتاب و قلم، این سه روح و سه زندگی و سه دنیای مرا، کسی از من نخواهد گرفت. دیگر چه می‌خواهم؟ آزادی چهارمین بود، که به آن نرسیدم و آن را از من گرفتند.

 

- امروز حتی به معلم کودکستان، به مادر یک بچه ی سه چهار ساله می‌گویند به بچه فتوی مده! امر و نهی مکن، تشریح کن، استدلال کن، آگاه کن، بگذار سوال کند، انتقاد کند، علت هر امر یا نهی را خود درک کند، مگو که چون من پدرت هستم، مادرت هستم، معلم‌ات هستم، بزرگ ‌ترت هستم می‌گویم، بشنو، عمل کن، فضولی موقوف!

 

- تکرار و تقلید و ترجمه؛ از این سه تای منفور همیشه بیزارم.

 

- اسلام منطقی تر و جدی تر از آن است که به آن چه در زندگی بی ثمر است و بر روی اذهان بی اثر، در آخرت پاداش دهد، و عملی که نه برای خلق خدمتی باشد و نه برای خود اصلاحی، ثواب داشته باشد.

 

- اگر تنهاترین تنها شوم، باز خدا هست، او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین‌ها بی ثمر است.اگر تمامی گرگ ها هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد، تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی. ای پناه ابدی! تو می‌توانی جانشین همه بی پناهی‌ها شوی.

 

- مرگی که ضرری برای هیچ کس نداشته باشد، بی ارزش ترین مرگ هاست.

 

- چه گران ‌بهایند انسان هایی كه بزرگواری ‌ها و عظمت‌های خوب و دوست داشتنی و زیبایی‌هایی لطیف و قیمتی انسانی را دارند و خود از آن آگاه نیستند. این از آن مقوله نفهمیدن‌هایی است كه به روح، ارجمندی متعالی و عزیزی می ‌بخشد.

 


ادامه نوشته