البرز شمالی  :

خصوصیات زیستی

*پوشش گياهي البرز

البرز غربی بالاترین میزان رطوبت و بارندگی را نسبت به دو پهنه دیگر دارد. گیلان شاخص این بخش است. البرز مرکزی نسبت به گیلان گرمتر و خشک تر است شاخص آن مازندران است.

البرز شرقی كه شاخص آن را مي توان گرگان دانست شامل تپه های ماسه ای با اقلیم گرمتر و خشک تر نسبت به دو بخش دیگر است.

از نظر رویش های گیاهی البرز شمالی تنها محدودۀ واقع در ایران است که دارای جنگل های مرطوب پهن برگ است. اراضی پست امتداد ساحل جنوبی دریای خزر از تالش(گیلان) تا گرگان و دامنه های شمالی البرز تحت پوشش این نوع رویش واقع است. این جنگل ها بازماندۀ فلور معتدل و غنی دورۀ ترشیاری(دوره سوم) هستند چراكه با افزایش سرما در پایان دورۀ ترشیاری و نفوذ یخچال ها این فلور به سمت جنوب جابجا شد و کلاً از اروپا و غرب آسیا محو شد  جنگل های خزری (زیر پروانس اکسینو – هیرکانی)از معدود نقاطي بودكه به دلیل شرایط اقلیمی خاص خود در سطح محلی به پناهگاهی برای این گونه های ترشیاری تبدیل شد و توانست بخشی از این گونه ها را از سرمای دورۀ یخچالی حفظ کند.

فلور و رستنی های البرز شمالی و جلگۀ خزری از نظر جغرافیای گیاهی به پهنۀ هولارکتیک منطقۀ ارو ـ سیبری تعلق دارد این منطقه بخش وسیعی از اروپا و آسیا را در بر می گیرد. مشخصۀ این منطقه وجود پوشش گیاهی معتدله است.

 

جنوب شرقی ترین پروانس این منطقه(هولارکتیک) را پروانس اکسینو ـ هیرکانی تشکیل می دهد که مناطق ساحلی جنوب دریای سیاه و دریای خزر و دامنه کوه های مجاور را در بر می گیرد. این پروانس به دلیل برخورداری از گونه های باستانی (رلیک) آرکتو ترشیاری و پالئو ـ مدیترانه ای از سایر پروانس های همجوار خود کاملاً متمایز است.

 این پروانس(اکسینو ـ هیرکانی) به دو زیر پروانس هیرکانی و اکسینی تقسیم می شود.

پروانس فرعی هیرکانی مناطق ساحلی پیرامون دریای خزر را در بر می گیرد و شامل سه زیستگاه عمده است :

  • کفه های آبرفتی دشت ساحلی
  • دامنه های شمالی کوه های البرز
  • چمنزارهای نیمه آلپی کوه های البرز شمالی.

 

به طور کلی سیمای غالب این منطقه را جنگل های پهن برگ تابستانه تشکیل می دهد که از سطح دریای آزاد تا ارتفاع 2500 متر کشیده شده اند. با توجه به این که مطالعات جامعه شناسی گیاهی به طور کامل و سرتاسری در البرز شمالی صورت نگرفته و پژوهش ها اغلب به صورت پراکنده می باشد نمی توان با قطعیت در مورد کل این منطقه اظهارنظر کرد. به طور کلی این قلمرو از ابتدای دره اَرَس در شمال غربی ایران شروع و تا شمال غربی خراسان کشیده می شود. این قلمرو از غرب به شرق همراه با کاهش بارندگی و رطوبت فقیرتر شده و خط دار مرز آن نیز به شدت اُفت می کند. به دلیل تأثیر انسان و دست خوردگی جوامع گیاهی و موارد دیگر انتشار ارتفاعی درختان جنگی البرز دارای پیچیدگی و ابهام است. زُهری با توجه به مشاهداتش در پاره اي از قسمت ها جنگل های خزر را در مجموع به چهار زون تفکیک می کند.

1-جنگل های دشت های آبرفتی : این جنگل ها دشت های ساحلی و اراضی مرطوب و کناره های رودخانه ها در بر مي گیرد. درختان بید، لرگ، صنوبر، توسکای قشلاقی و ییلاقی در این گسترده چیره بوده اند امروزه به دلیل توسعۀ سکونتگاه های انسانی شاليزارها  و تبدیل به سايرکاربری ها جنگل هاي پست خزري تقریباً از بین رفته اند و تنها در برخی قسمت ها بقایایی از آنها دیده می شود.

2- واحد جنگلی دیگر جوامع بلند مازو (Quercus castanifolia) است که از ارتفاع برابر سطح دریا شروع و تا ارتفاع 1000 متر و یا بیشتر کشیده می شوند. گونۀ غالب این محدوده ارتفاعی  نوعی بلوط به نام بلند مازو است که با درختان آزاد،  ممرز ، انجیر، شب خسب، لیلکی، شمشاد، افرا، انار وحشی و ... همراه شده است. گیاهان بالا رونده، بوته ها و درختچه ها در اشکوبهای زیرین این جنگل ها دیده می شوند. لازم به ذکر است که ترکیب این جنگل ها بر حسب جهت دامنه، ارتفاع و شرایط خاک به شدت تغییر می کند. این جنگل ها نیز به شدت تخریب یافته اند و در بسیاری از مناطق به بیشه زار یا خلنگ زار تبدیل شده اند که در این حالت ترکیبات انار، انجیر، آلوی وحشی، شمشاد و ... در آنها بیشتر به چشم می خورد.

3- در ارتفاعات بالاتر كه عمدتاً از 1200 متر آغاز می شود (گاهی 600 متر) و تا 2000 متر نیز کشیده می شوند جنگل های راش (Fagus orientalis) قرار دارند. این جنگل ها به جنگل های ابر نیز معروف هستند.

4- در مناطقی که از نظر اقلیمی و ادافیکی مطلوبیت کمتری دارند و بیشتر در معرض سرما، باد و خشکی هستند و عمدتاً کمربندهای 1800 تا 2500متري را شامل می شود جنگل های اوری (Quercus macrantera) گسترده می شوند که درختان و درختچه های همراه زیادی از جمله شیرخشت، ولیک، آلو و ... با آنها دیده می شود در مناطق نیمه آلپی، جنگل آلپی جای خود را به اُرس ، زرشک ... می دهد.

در ارتفاعات بالاتر البرز رویش های کوهسری بوته ای خاردار و در برخی جاها علفزارهای آلپی (شبه چمن) دیده می شود

 

 

 

 

 

 

حيات وحش جانوري البرز :

البرز شمالی با توجه به تنوع شرایط محیطی و گیاهی مجموعه ای از حیات وحش را در خود جاي داده است که مهمترین پستانداران  آن به شرح زیر است:

 مرال، شوکا، خرس قهوه ای، گراز، شغال قوچ و میش ارمنی و اوریال در غرب و شرق -که قوچ اوریال بزرگترین گوسفند وحشي ایران به حساب مي آيد- پازن یا کل و بز وحشی همراه با شکارچیانش شامل گرگ و پلنگ ایرانی که در معرض خطر انقراض است سیاه گوش در مناطق جنگلي، گربۀ جنگلی در بیشه هاي همجوار تالاب ها، دریاچه ها و رودخانه ها. از مهمترین پرندگان نیز می توان به کبک، دراج، کبک دری که در ارتفاعات بالای 2000 متر زندگی می کند قرقاول و درنای سیبری اشاره كرد

 

قوچ البرز مرکزی

ماهی قزل آلای رنگین كمان و قزل آلای خال قرمز نیز در رودخانه های این محدوده دیده می شود. فک، ماهی خاویار با پنج گونه مختلف در درياي خزر زندگي مي كنند.

 

ارتفاعات شمال البرز

1البرز شرقی، مرکزی و غربی

رشته کوه البرز، سلسله جبال باریک اما بسیار مرتفعی است که ارتفاعات آذربایجان را به خراسان وصل می کند. حداکثر عرض البرز 130 کیلومتر است امّا پهناي متوسط آن 100 کیلومتر است که به صورت غیرعادی بلند است به نحوی که بلندترین قله در غرب آسیا و قارۀ اروپا یعنی دماوند را در خود دارد. عرض محدود و ارتفاع بلند موجب شیب بسیار تند البرز به ویژه در دامنۀ شمالی است. البرز مانند یک دیوار غیرمنقطع شرقی ـ غربی در شمال کشور قرار گرفته و به دلیل جوان بودن همچنین شیب بسیار تند از نظر کوهزائی فعال و رسوب گذار است. هنوز در البرز ریزش و رانش وجود دارد و آبراهه ها در حال شکل گیری هستند. آبخیزها در البرز کوچک، دره ها باریک و رودخانه ها کوتاه، خروشان و پرشیب هستند. اين ها همه نشان از آسيب پذيري بالاي اين مجموعه دارد كه هر نوع دخالت در آن را نيازمند دقت و توجه به شرايط اكولوژيكي آن مي نمايد.

 سیستم البرز را در مطالعات ژئومورفولوژی معمولاً به سه بخش غربی، مرکزی و شرقی تقسیم می کنند كه بخش مرکزی آن عریض تر از ساير بخش ها می باشد. البرز دارای چند گراديانت است. گرادیانت دما و رطوبت که از غرب به شرق و شمال به جنوب کم می شود ضمن آن که از ارتفاعات کم به زیاد نیز دما، رطوبت و بارندگی زیاد می شود.

در برابر رشته کوههای شمالی، دشت ساحلی و باریک دریای خزر قرار دارد که حاصل انباشت رسوبات رودخانه های البرز شمالی می باشد.

البرز غربی و تپه های تالش :

تپه های تالش متشكل از یکسری رشته کوه طولانی با حداکثر ارتفاع 3000 متر است که در بخش غربی خزر قرار دارد در امتداد جنوب شرقی آنها پشتکوه گیلان قرار دارد که از میانه آن رودخانۀ بزرگ سفیدرود می گذرد. بلافاصله در شرق شکاف سفیدرود ویژگی هاي زمین شناختی تا مدتی بدون تغییر ادامه می یابد امّا پس از 40 کیلومتر، سیستم کوه عریض تر و مرتفع تر شده و نوع سنگ ها و ساختار نیز تغییر می کند در این منطقه البرز به دو رشته کوه نابرابر از نظر ارتفاع متمایز و به سمت شرق امتداد می یابد. این دو رشته کوه توسط دره شاهرود از یکدیگر جدا می شود رشته شمالی دارای دو قله بزرگ عَلَم کوه و اوان کوه است که مهمترین رودخانۀ آن الموت است. رشتۀ جنوبی که حدود 30 کیلومتر دورتر قرار می گیرد کم ارتفاع تر و تنگ تر است. در میان آنها رودخانۀ شاهرود در دره ای جریان دارد. این محدوده دارای زمستان های طولانی پربرف که موجب فرسایش شدید می شود است. همچنین دارای دره های عمیق و بسیار بزرگ است. رودخانۀ شاهرود در درۀ اصلی حرکت و در منجیل به قزل اوزون می پیوندند و سرانجام با اتصال به سفیدرود به خزر تخلیه می شوند.

ارتفاعات تالش دارای بارندگی زیاد و بدون فصل خشکی است در دامنه های مرتفع آن به دلیل بارش دائمی پوشش گیاهی انبوهی شکل گرفته و موجب غیرقابل نفوذ شدن این ارتفاعات شده است. روستاهای این ناحیه به کشاورزی مخلوط می پردازند. (کشت غلات + درختان میوه)، مراتع و نواحی چراگاهی روستاها بر دامنه های مرتفع بالای روستاها قرار دارد.

به طور کلی البرز غربی که شاخص آن استان گیلان است دارای رطوبت دائمی، و دره های سرسبز و پرآب با پوشش متراکم و انبوه است.

لازم به ذکر است در بعضی منابع واحد تالش از البرز غربی جدا شده و به عنوان یک واحد مجزا که از درۀ سفیدرود شروع و تا زمین های پست مغان امتداد یافته تعریف می شود و البرز غربی از درۀ سفیدرود تا گردنه كندوان (دره های کرج و چالوس) تعریف شده است

البرز مركزي

بخش مرکزی البرز از شرق مرز کرج و رودخانۀ چالوس شروع می شود. این بخش متراکم تر، مرتفع تر، عریض تر و در عین حال پیچیده ترین بخش البرز می باشد. سه رشته کوه موازی همراه با سطوح فلات مرتفع در بین آنها در این بخش(البرز مرکزی) قابل تفکیک است. قلۀ آتشفشانی و بلند دماوند در البرز مرکزی قرار دارد که جریانات آبی در اوایل دوران چهارم زمین شناسی باعث شکل گیری دریاچۀ لار در آن شده است. دماوند دارای یخچال دائمی است رودخانۀ هراز در البرز مرکزی قرار دارد.

البزر شرقی :

در شرق گردنۀ گدوک(در استان مازندران)، ارتفاع البرز به تدریج کم شده و حداکثر ارتفاع چنین خوردگی ها  به3000 متر می رسد با حرکت به سمت شرق و کاهش ارتفاع، چین خوردگی ها در درون ناحیه ای که به فلات می رسد و در مرکز آن جاجرم (خراسان شمالی) قرار دارد به پایان می رسد. پهنای البرز شرقی از غرب به شرق به تدریج کاهش می یابد به نحوی که عرض رشته البرز از حدود 150 کیلومتر در امتداد گرمسار در فاصله بین دامغان و گرگان به حدود 60 کیلومتر و در شرق شاه کوه به کمتر از 3 کیلومتر کاهش می یابد. البرز شرقی از چندین رشته کوه به هم فشرده ساخته شده، دره های عمیق و دیواره های عظیم کوهستانی از ویژگی های غالب آن است. رشته کوه جهان مورا که به موازات خط ساحلی خلیج گرگان امتدا یافته پوشیده از جنگل انبوه است. در بخش پیشکوهی آن تپه ماهوارهای جنگلی زیبا وجود دارد 2 دیوارۀ دیگر بعد از رشته کوه مورا به سمت جنوب، هزار جریب و سفیدکوه می باشد.

البرز جنوبی :

البرز جنوبی از نظر اقلیم و نوع پوشش گیاهی و اکولوژی انسانی کاملاً متفاوت است

دشت سواحل جنوبی دریای خزر :

خصوصیات فیزیکی :

جلگۀ خزر از غرب البرز (آستارا) تا شرق گسترده شده امّا پهنای آن هم عرض نبوده و در بعضی محدوده ها بسیار باریک و در برخی وسیع شده است. به طور کلی در جلگه خزر می توان توالی شکل زمین را به صورت زير از ساحل به سمت ارتفاعات مشاهده کرد.

1-تپه های ماسه ای ساحلی

2- اراضی داخلی خشک در پشت آنها که محدوده اي کم ارتفاع همراه با تالاب های شور یا شیرین است

3- اراضی واقع بر روی تراس های بلندتر و خشک تر.

4- اراضی کوهپایه ای که آغاز شکل گیری کوهستان البرز می باشد.

-تپه های ماسه ای دارای پوشش گیاهی علفی ـ خشبی، بوته زار و خار هستند که در محدودۀ غربی به دلیل بارندگی پوشش متراکم تری پيدا كرده اند در حالی که در منتهی الیه شرقی بیشتر به صورت اسپتی هستند.

بخش تالابی و حوزه مصب ها پوشیده از نیزار، جگن زار و گیاهان آبزی است که باز در بخش غربی جلگه انبوه تر و متراکم تر است.

بخش بعدی دشت مرتفع تر و تپه هاست که اوج رستنی های طبیعی جنگل هیرکانی در آن اتفاق افتاده است.

در واقع جنگل های معروف جلگه ای خزر در این بخش قرار داشته اند که به دلیل جنگل زدایی، توسعه شالیزارها و مناطق زراعی و مسکونی این جنگل ها عقب نشینی کرده و در بسیاری از مناطق به کلی تخریب شده اند.

طبیعت زمین های پست جنوب خزر با تقسیمات استانی همخوانی دارند. بخش غربی دشت خزر یعنی گیلان، حاصل سفیدرود است و به عبارتی همان دلتای سفیدرود می باشد كه حدود 30 کیلومتر پهنا دارد. انتهای سفیدرود در اين دلتا انشعابات زیادی پیدا کرده و موجب شکل گیری تالاب ها و خورهاي فراواني شده كه مهمترین تالاب آن تالاب انزلی است.

دشت مازندران نسبت به گیلان باریک تر است حدود 8 کیلومتر وسعت دارد. در این دشت در نقاطی تپه های جنگلی به دریا می رسند.

گرگان بیشتر یک ناحیه گذار و انتقالی به سمت شرایط اقلیمی آسیای مرکزی است. تپه های شنی در گرگان وسیع تر هستند خليج میانکاله در میان مازندران و گرگان شکل گرفته كه به دلیل سرعت بالای رسوبگذاری در حال کوچک شدن است امّا پیچش ناگهانی ساحل به سمت شمال موجب شده که رسوبگذاری فعال دریا به جای نابود کردن آن را حفظ نماید هوا در دشت گرگان ناگهان خشک می شود. پوشش گیاهی آن عمدتاً علفی و تیغی است. ریزش برف در بخش کوهستاني گرگان اتفاق مي افتد

مجموع موارد گفته شده در کل پهنۀ البرز شمالی از ستیغ کوه تا لبۀ ساحل نشان از تنوع زیاد ارتفاع (800، تا 26-) و وجود تنوع زیستی بالاي ناشی از زیستگاه هاي متنوع می باشد. با افزایش ارتفاع در این منطقه شاهد کاهش دما، کاهش رطوبت، کاهش عمق خاک و حاصلخیزی، افزایش شیب و کاهش اثر انسانی ضمن افزایش احتمال آسيب پذيري هستيم. این شرایط متنوع با شدت متغیر در فون و فلور منطقه اثر گذاشته و سبب تنوع آن شده است.

علاوه بر این در جنگل های خزر دو تیپ جنگلی دیگر نیز وجود دارد که آنها را بازمانده و رلیک (تاریخی) دوره های اقلیمی گذشته می دانند جنگل  زربین که عمدتاً در شرایط اقلیمی خشکتر می روید و جنگل  نوش(Biota orientalis) که در نزدیکی گرگان است. این دو تیپ گونه های باستانی محسوب می شوند و باقی ماندۀ پوشش جنگلی قطبی دوران سوم زمین شناسی(سنوزوئیک) می باشند.

در مجموع سه ویژگی بارز فلور هیرکانی را ميتوان به صورت زير خلاصه نمود:

1-این فلور باقیمانده فلور غنی معتدله دوران سوم زمین شناسی است که با افزایش سرما و پایان دورۀ سوم و آغاز دورۀ یخچالی تقریباً از گسترۀ اروپا و آسیای غربی حذف شد و پراونس اکسینو ـ هیرکانی به دلیل شرایط اقلیمی خود یکی از معدود پناهگاه هایی شد که توانست این فلور را از تبعات دورۀ یخچالی حفظ کرده و در خود پناه دهد درخت انجیلی یکی از گونه های با ارزش باقی مانده رلیک ایران است.

2- عناصر مدیترانه ای موجود در این پروانس نیز گونه های باستانی (رلیک) هستند که بازماندۀ دورۀ نئوژن می باشند از این گونه ها می توان به مواردی چون زربین، شمشاد، مورد، نوش  اشاره کرد.

3- در این قلمرو تعداد قابل ملاحظه ای گونه اندمیک (انحصاری) وجود دارد. اگرچه در مقایسه با ایران ـ تورانی تعداد آنها کمتر است.