فرایندهای ساحلی ایران

حدود یک سوم از مرز های ایران را سواحل دریاهای شمال وجنوب کشور تشکیل می دهند که می توان خطوط ساحلی دریاچه های داخلی را هم به  آن افزود. بنابراین با توجه به این گستردگی و ویژگی های ساختاری متفاوت در پهنه های آبی ایران، می توان گفت ژئومورفولوژی ساحلی این مرز و بوم، وسیع و بسیار غنی است  بدیهی است که  این غنای ژئومورفیک علاوه بر اینکه حاصل دخالت فرایندهای درونی بوده، نتیجه تاثیر گذاری فرایندهای بیرونی در منطقه ساحلی نیز می باشد که عمده ترین آنها به شرح زیر است (زمردیان،1381).

1- فرایندهای حاصل از نوسانات سطح دریاها

سطح آب دریا های ایران به ویژه خزر و خلیج فارس ،دائما در حال افت و خیز و تغییر بوده و این نوسانات عمدتا ناشی از تغییرات اقلیمی است.

بر اساس دوره ی بازگشت و دوام مدت نوسان ، میتوان نوسانات سطح آب دریاهای کشور را که بویژه در ژئومورفولوژی ساحلی اثر گذار هستند

از نقطه نظر ژئومورفولوژی هم، خیز و پیش روی آب که در برخی نقاط ساحلی ایران که به بیش از 100 متر رسیده است، پیامدهایی را در برداشته است. نخست آنکه شکل و مورفولوژی خط ساحلی، شیب و آن و نوع نهشته های آن به طور قابل توجهی تغییر نموده و خواهد کرد. دوم اینکه، بر اثر تراوش و پیشرفت آب در سواحل عمدتاً شن زار و ماسه ای جنوب خزر، نه تنها آب شور دریا به داخل آبهای شیرین مجاور ساحل پیشروی می کند و آنها را شور می کند، بلکه با اشباع شدن زمینهای ساحلی، به هنگام وقوع توفان و موجهای بلند طغیان آب شدیدتر و اثرات تخریبی آن بیشتر می شود. همچنین با بالا آمدن سطح آب دریای خزر و خیز آب، سطح اساس رودخانه ها تغییر یافت. این مسأله از یک سو در شیب و نیمرخ طولی رودخانه های منطقه اثر گذاشت و احتمالاً موجب پر شدن و بالا آمدن کف آنها بویژه در بخش سفلای رودخانه و تراکم قهقرایی می گردد. از سوی دیگر باعث کند شدن فرسایش و نیز سائیدگی کمتر آبرفتها و تغییرات گرانولومتری(دانش رسوب شناسی) و مورفوسکپی آنها خواهد شد. نتیجه کلی و نهایی این فرایندها، تغییر الگوی فرسایشی و رسوبگذاری، بر هم خوردن تعادل محیط های ژئومورفیک، تحولات زیستگاه، رویشگاه و تغییر الگوی حرکت آب شیرین و شور ( احتمال کاهش تنوع زیستی موجود )، تحول در ارتباط GW و SW و دگرگون شدن چهره و سیمای ژئومورفیک سواحل خواهد بود.

یک خاک خوب دانه‌بندی شده، خاکی است که محدوده وسیعی از اندازه‌ها را دربر داشته باشد و تقریباً از هر اندازه دانه‌ای میان الک شماره ۴ تا الک شماره ۲۰۰ در آن یافت شود. شن خوب دانه‌بندی شده را با GW و ماسه خوب دانه‌بندی شده را با SW نمایش می‌دهند.

 

 

2- فرایندهای جزر و مدی

جزر و مد از عوامل و نوسانات شکل زای پهنه آبی است که ما در ایران نداریم جز در بخش هایی از خلیج فارس. جزر و مد که در واقع نوعی نوسان شبانه روزی آب به شمار می رود، در دریاهای ایران به صورت متفاوت رخ می دهد. در سواحل خلیج عمان نامنظم و فقط در حوالی بحرین منظم است و به صورت نیم روزه و در موازات شبه جزیره قطر تمام روزه می شود. آبهای مدی در هر دو خلیج از دریای عربستان می آیند. اختلاف جزر و مد آب در بخش شرقی دریای عمان در حدود 2 متر بوده و هر چقدر به طرف  تنگه هرمز پیش می رویم این اختلاف بیشتر شده و در تنگه هرمز به دلیل دهنة تنگ آن حداکثر به 5 .3  متر می رسد.

جزر و مد در خلیج فارس همیشه اندکی دیرتر از دریاهای آزاد صورت می گیرد و این به دلیل این است که اولاً تنگه هرمز باریک بوده، ثانیاً خلیج فارس در جهت طول جغرافیایی گسترش یافته و در نتیجه بخش های غربی آن دیرتر در مقابل ماه و اعمال کهکشندی قرار می گیرد. چنانچه در قسمت های شمال غربی خلیج فارس بالا آمدن آب 14 ساعت پس از مد آب در هرمز رخ می دهد.

ملاحظه می گردد که بر حسب موقعیت دریاها و شکل سواحل ایران، وسعت و عرض منطقة میان کشندی ( میان جزر و مدی ) بسیار متغیر است.پهنه بین جزر و مدی در واقع به عنوان خط ساحلی و انترفاس واقعی بین  محیط های خشکی و دریایی است. که می تواند متأثر از فرایندهای ژئومورفیک خشکی و آبی باشد. خط ساحلی مورد اشاره علاوه بر منطقة میان کشندی همه خورها (مصب ها و استوئری ها) و خلیج های کوچک را نیز در بر می گیرد  و آنها نیز متأثر از این دو هستند. بر اثر حرکات جزر و مدی به ویژه در خلیج فارس، رسوب های مصب رودخانه ها زیر آب قرار می گیرند و نظم آنها به هم می خورد.(زمردیان،1381).

 

 

3- فرایندهای حاصل از جریان های دریایی

علاوه بر اثر نوسانات مختلف درونی و بیرونی زمین و خشکی جریان ها و فرایندهای دارای منشأ آبی و حاصل از جریان دریایی بر شکل گیری ساختار و اکولوژی آبهای بویژه ساحلی اثر زیادی دارند.  آثار و پیامدهای ژئومورفولوژیک جریان های دریایی دریای خزر بیشتر و مشخص تر از پهنه های آبی جنوب کشور بوده است.

جریان های دریایی درجنوب کشور اگرچه در ژئومورفولوژی ساحلی این مناطق تأثیر گذار هستند ولیکن میزان این اثر به قدر جریان های دریای خزر نیست. علت آن است که اولاً سواحل جنوب از نظر ساختمانی متفاوت با خزر هستند و به علاوه از رودخانه های متعدد، مهم ، پرآب و دائمی کمتری برخوردارند. وانگهی بخش قابل توجهی از بار رسوبی این رودها به صورت مواد محلول ( املاح و نمک های محلول ) بوده و لذا آبرفت گذاری مصب آنها به گونه ای دیگر است(زمردیان،1381)

4- اثرات امواج و توفان ها

در خلیج فارس توفان های شدید کمتر رخ می دهند و اگر گاهی اتفاق بیفتد، عمدتاً مربوط به ماه های تابستان بوده و علت آن به سرد شدن سیکلونها(مرکز کم فشار) و بادهای شمال غربی برمی گردد.

 

 

سیکلون (مرکز کم فشار) چیست؟

یک چرخند یا سیکلون، منطقه‌ای است از هوای کم فشار و تقریبا دایره‌ای شکل که قطر آن ممکن است به صدها کیلومتر برسد.

این منطقه از هوا در نیمکره شمالی در خلاف جهت عقربه‌های ساعت و در نیمکره جنوبی در جهت حرکت عقربه‌های ساعت در چرخش می‌باشد؛ در چنین ناحیه‌ای کمترین مقدار فشار جوی در مرکز بوده و در امتداد شعاع و به طرف خارج از مرکز مقدار فشار افزایش می‌یابد؛ در واقع سیکلون یک مرکز کم فشار است.

هرچند باد تحت تاثیر گرادیان فشار (اختلاف فشار بین دو مرکز فشار) به جریان می‌افتد اما در سیکلون، جریان هوا تحت تاثیر نیروی اصطکاک، کوریولیس و نیروی گریز از مرکز به جای اینکه به طور مستقیم به سمت مرکز کم فشار باشد در امتداد خطوط هم فشار می‌وزد و با جهت گرادیان فشار زاویه نسبتا بزرگی می‌سازد.

در نیمکره شمالی به حرکت پادساعتگرد، گردش چرخندی (Cyclonic Circulation  ) گفته می‌شود نکته قابل توجه اینکه چرخند بر خلاف آنچه از نامش تداعی می‌شود هیچ توفان مخرب و خطرناکی را ایجاد نمی‌کند بلکه تنها یکی از الگوهای متعارف آب و هوایی عرض‌های میانی است.

گرچه گرادیان‌های شدید فشار در مناطق کم فشار عرض‌های میانی، وزش بادهای شدیدی را به دنبال می‌آورد؛ اما این بادها را نباید با توفندها و یا چرخند‌های حاره‌ای یکی دانست.

 

 

 

 

دوام این توفان [1]ها چندان زیاد نیست و به ندرت از چند ساعت تجاوز می کند. یک نمونه از طوفان های شدیدی که در این خلیج به وقوع پیوسته، طوفانی است که در اکتبر 1925 در سواحل بحرین روی داده و 10 ساعت به طول انجامید. طوفان مذکور تقریباً تمام سطح خلیج را تحت تأثیر قرار داده و تلفات و ضایعات بسیاری را به بار آورده بود. کلاً خلیج فارس بر خلاف دریای مازندران آرامتر به نظر می آید و از اغتشاش کمتری برخوردار است.

5 -فرایندهای رسوبگذاری ساحلی

در مورد خلیج فارس باید گفت که، تغییرات اختلاف ارتفاع بین سرچشمه و سطح رودخانه ها از یک سو و وجود دوره های مرطوب بین یخچالی از سوی دیگر در تکرار و یا تشدید دوره های فرسایش مؤثر واقع شده و قسمت مهمی از رسوب های حوضة آبگیر به این چاله منتقل شده است. رودخانه های مهم این حوضه نظیر کارون، اروند، رود دز ، کرخه، جراحی، دالکی و امثال آن هر ساله مواد آبرفتی زیادی را به این خلیج می ریزند و دائماً کف آن را پر می کنند. به طور کلی رسوب های سواحل خلیج فارس (به ویژه جزایر آن) از نوع قلوه سنگ و کنگلومرا بوده که در پای دریا بار های این نواحی مشهود است. در اعماق بیشتر، جنس رسوب ها تا حدی یکنواخت بوده و بر حسب شرایط هیدرودینامیکی و آب و هوایی، ممکن است تفاوت هایی داشته باشد. چنانچه در سواحل خارک رسوب های مرجانی و در سواحل بندر خمیر رسوب های تخریبی برتری دارند.رسوب های دریایی در سواحل دریای عمان از نوع رس و ماسه های نرم و متنوع است و با توجه به عمق زیاد در بخش ساحلی ایران و وسعت کم جلگه و فلات قاره، قسمت قابل توجهی از رسوب ها به اعماق دریا منتقل می گردند. (زمردیان،1381).

 

اشکال و لندفرم[2]‏های ساحلی ایران

مورفولوژی خطوط ساحلی کشور، اساساً تابع ساختمان ناهمواری های مجاور است ولیکن فرایندها و دینامیک های بیرونی نقش مهمی در پرداخت شکل کنونی داشته اند.

 

 مهمترین ویژگی های ژئومورفیک سواحل ایران به شرح زیر است(زمردیان،1381).

1- نوع سواحل

 بر اساس جنس، مورفولوژی، شیب و مرحله سنی و تکاملی، خطوط ساحلی ایران به دو صورت

 1-صخره ای و 2-پلاژیک (ماسه ای) قابل تفکیک و طبقه بندی هستند.

1-1- سواحل صخره ای که دارای مورفولوژی خشن، شیب تند یا نسبتاً تند و چهره ای جوان هستند، گسترش چندان زیادی ندارند و بیشتر در کرانه های جنوب کشور خودنمایی میکنند. این سواحل پرتگاهی، که گاهی به شکل دریابار[3]های فعال و زنده ظاهر می شوند، در حوالی چابهار- کنارک، گواتر[4]، حد فاصل بندر عباس تا بوشهر ( به صورت پراکنده )، حاشیه اکثر جزایر خلیج فارس (مثل قشم)، جنوب غرب و شمال غرب دریاچه ارومیه و سواحل غربی شبه جزیره اصلی آن حضور دارند. در برخی موارد نیز دریابار های مرده و بی جان که گاه چندین کیلومتر از سواحل دور هستند ( مثل دریابار های قدیمی خزر و یا سواحل بالا آمده جنوب بلوچستان به چشم می خورند.

2-1- سواحل هموار و پلاژیک نیز در سرتاسر سواحل جنوبی خزر ( از آستارا تا بندر ترکمن )، کرانه های خلیج فارس ( به خصوص حد فاصل بوشهر تا آبادان )، حواشی دریای عمان ( غرب کنارک تا جاسک و بندرعباس ) و بخش اعظم سواحل دریاچه ارومیه مشاهده می شود. این نوع سواحل به خصوص در قسمت هایی که وسعت جلگه ها زیاد است و دریا از کوه فاصله می گیرد بیشتر حضور یافته و به صورت خط مستقیم و سواحل پیر تکامل یافته اند. شیب آنها بسیار ملایم و تداومی از شیب جلگه ها می باشد و از این رو برای پهلو گرفتن کشتی و احداث بنادر و اسکله ها مناسب نیستند. برعکس، برای امور تفریحی، گردشگری و شنا و امثال آن بسیار مطلوب هستند.

2- باتلاقها، خورها و خلیج ها

در حواشی کرانه های ساحلی دریای خزر و بویژه خلیج فارس، گاهی شیب آنقدر ملایم و کم می شود، که آبهای جاری در آنجا با توجه به بافت ریز رسوب ها، باتلاقهایی را به وجود می آورند. به طور اَخَص در نواحی مرزی ایران و عراق، باتلاقها و ماندابهای فراوان، شکل گرفته اند که به زبان محلی به " هور" معروف هستند. در برخی از باتلاقهای خلیج فارس و عمان درختان جنگلی مانگرو و (حرا) گسترش یافته اند.

در دریای خزر بیش از 10 خلیج وجود دارد که دو مورد آن مربوط به ایران است. این خلیج ها به علت موقعیت و شرایط خاص جغرافیایی شان محیط مساعدی را برای زندگی انواع حیوانات دریایی و ماهی ها و احداث بندرگاه ها فراهم ساخته اند.

کناره های ایران در دریای عمان نیز دارای بریدگی های بسیاری است که خلیج های محلی کوچکی را تشکیل داده اند، مثل خلیج چابهار، خلیج گواتر و امثال آن. اما اکثر این خلیج ها به علت عمق کم وماسه ای بودن خط ساحلی شان، قابل استفاده ی کشتی های بزرگ بازرگانی نیستند

 

3- تنگه و گروّ

مهمترین تنگه در ایران، معروف به تنگه ی هرمز است که یک پدیده ی طبیعی بوده و به عنوان یکی از مهمترین و حیاتی ترین گذرگاههای آبی و ارتباطی جهان قلمداد می گردد. این تنگه در باریکترین قسمت خود دارای 56 کیلومتر عرض بوده و عمق آن حداکثر 115 متر است. تنگه هرمز که خلیج فارس را با دریای عمان مرتبط ساخته است، در واقع عامل پیدایش و تداوم حیات خلیج فارس و رونق اقتصادی ایران گردیده است. زیرا کشور را به آبهای آزاد وصل نموده و به این ترتیب در هر ساعت 5 کشتی نفت کش از طریق آن عبور می کند.

تالاب انزلی نیز توسط یک معبر یا تنگة کوچک، که در اصطلاح ژئومورفولوژی معروف به گرّو است، با دریای خزر ارتباط یافته است.

 

 

 

 

 

این معبر دریایی هم توسط کشیدگی و گسترش سدهای ماسه ای بر اثر حرکات آب و جریان های دریایی پدید آمده است.

4- جزایر و شبه جزایر

در دریاها و پهنه های آبی ایران، به جز دریای عمان، تعداد زیادی جزیره و شبه جزیره کوچک و بزرگ وجود دارد.  دنبالة چین خوردگی های زاگرس به صورت چین های تاقدیس[5] _ ناودیس[6]، ناهمواری هایی را در کف خلیج فارس به وجود آورده و قلل بعضی از برآمدگی های تاقدیسی جزایر متعددی را به ویژه در نزدیکی آبهای ساحلی ایران تشکیل داده اند.

     

تعداد جزایر مربوط به ایران حدود 15 مورد است که بزرگترین و مهم ترین آنها جزایر قشم ( با وسعت تقریبی 1600 کیلومتر مربع ) می باشد. منشأ تشکیل این جزایر متفاوت است.



[1] «ط» یکی از راه‌های تشخیص واژه های عربی است. این موضوع که ما به اشتباه  بسیاری از واژه‌های فارسی را با «ط» به کار می بریم یکی از موضوعاتی است که باید تصحیح شود؛ اما در همه مواقع تغییر «ط» به «ت» واژه را تصحیح نمی‌کند. در کلمه‌هایی مانند بلیت، امپراتوری، اتو، اتاق و... که واژه‌هایی با ریشه غیر عربی هستند و مستقیما از دیگر ریشه‌ها به فارسی وارد شده‌اند این تصحیح باید انجام شود، اما در کلمه‌ای مانند طوفان که ریشه‌ای عربی دارد استفاده کردن از توفان درست نیست.

[2] شکل یا اشکال طبیعی یا فیزیکی سطح زمین

[3] ساحل پرتگاهی

[4] خلیج گواتر نام خلیج نسبتاً کوچکی در طول ساحل مکران در دریای عمان است.

 

خلیج گواتر در منتهی‌الیه جنوب شرقی ایران و منتهی‌الیه جنوب غربی پاکستان. نیمی از کرانهٔ این خلیج در ایران و نیمی دیگر در پاکستان قرار دارد.

 

در سمت ایران رودخانه باهوکلات و در سمت پاکستان رودخانه نهردشت به خلیج گواتر می‌ریزند. آغاز این خلیج در سمت خاوری دماغه جیوانی است و پایان آن در سمت باختر در نقطه‌ای به نام پسابندر است.

 

در کرانهٔ پاکستانی خلیج گواتر شهری به نام جیوانی قرار دارد و در کرانهٔ ایرانی آن روستاهای گواتر و پسابندر.

 

در امتداد ساحل مکران، خلیج گواتر در میان خلیج غربی گوادر (در سوی خاور) و خلیج چابهار (در سوی باختر) قرار گرفته‌است.

 

خلیج گواتر دارای جنگل‌های حرا است. این جنگل‌ها ۳۳ هکتار وسعت دارند و در ۱۵۰ کیلومتری شهر چابهار قرار گرفته‌اند.[۱]

[5] تاقدیس (به انگلیسی: Anticline) به چینی در طبقات یا لایه های زمین که دو سمت آن روبه پایین باشد، تاقدیس گویند. لایه های قدیمی در مرکز تاقدیس قرار دارند. تاقدیس ها به هفت دسته تقسیم می شوند: تاقدیس متقارن، نامتقارن، برگشته، خوابیده، بادبزنی، پلانج دار و مرکب.

[6] ناودیس (به انگلیسی: Syncline) به چاله یا طاق معکوس یک چین در طبقات سنگ گفته می‌شود[۱] و به معنی شیب به طرف یکدیگر است. ناودیس، چینی است که به طرف بالا مقعر است. به عبارت دیگر در ناودیسهای ساده شیب دو پهلو به طرف یکدیگر می‌باشد. پهلوهای چینهای ناودیس ممکن است در یک طرف شیب داشته، یا به صورت افقی، یا بطور عمود باشد. هر چند این تعریف عموما صادق است ولی مواردی نیز وجود دارد که این تعریف جوابگو نیست، به همین جهت ناودیس را به عنوان چینی که سنگهای جوانتر در مرکز آن قرار دارند، تعریف می‌کنند.