کاربرد دانسته در برنامه ریزی. اکولوژی با سیبرنتیک
کاربرد دانسته در برنامه ریزی
اکولوژی با سیبرنتیک:
نظریه سیبرنتیک در اواخر دهه 1950 به عنوان یکی از پایه های اساسی نظریه کارکرد اکوسیستم ها در اکولوژی معرفی شد. این نظریه که به موضوع چگونگی تنظیم، کنترل و ایجاد تعادل در سیستم های پیچیده می پردازد بر تحلیل بازخوردهای(feedback) مثبت و منفی به عنوان مکانیسمی برای کنترل و تنظیم خودکار سیستم های باز تکیه دارد. این نظریه اولین بار توسط وینر در سال 1919 در مدیریت صنعت و فن آوری مطرح شد. با تعمیم این نظریه به اکوسیستم ها چگونگی تعادل در اکوسیستم ها با تجزیه و تحلیل سیستمی مورد شناسایی قرار گرفت. با کمک این نظریه می توان به بررسی کنش و واکنش میان ساختارها و کارکردهای اکوسیستم پرداخت و چگونگی تعادل اکوسیستم را مورد بررسی قرار داد. این روش شناسی در پی تجزیه تحلیل سیستم های پیچیده ای چون سیستم های طبیعی است. این نظریه مبنای بسیاری از تحقیقات در زمینه اکوسیستم ها را فراهم می آورد. و به درک بسیاری از حالت ها، رفتار و شرایط اکوسیستم ها کمک می کند. مفاهیم سازگاری، بقا، تعادل و پایداری و غیره مستقیما با درک این نظریه ارتباط دارند.
بررسی انسان در اکولوژی : سیستم به جای اکوسیستم
جامعه بشري طي زمان بسيار طولاني توالي خود را از جوامع بدوي و اوليه به جوامع مبتني بر نظام و آرايش سياسي قدرت و بلاخره به جوامع نوين متكي بر استدلال اقتصادي طي نموده است. اعتقادات و نگرش به طبيعت در هر يك از اين مراحل متفاوت بوده و از تقدس و احترام زياد جوامع بدوي به تفويض اختيارات برخي از موارد الهي به افراد خاص و در نهايت به تبديل موهبت هاي طبيعت به ارزش اقتصادي با مظهر پول تغيير نموده است. به نظر مي رسد اين نوع نگرش انسان به طبيعت سرچشمه بسياري از مشكلات لاينحل كنوني شده باشد. اما آنچه مشخص است آن است كه انسان طي قرون متمادي ميراثي از دانش تجربی را به همراه آموخته ها و تجارب حاصل از بازخوردهاي طبيعت و ابتكار عمل هاي فردي در مواجهه با محدوديت ها و فرصت هاي طبيعت را براي خود به جا گذاشته است. تقويت اين ميراث و استفاده از آن در خلق يك سيستم ارتباطي ديناميك ميان انسان، محيط زيست و جامعه مي تواند راهگشاي برخي از مشكلات فعلي باشد. بر اساس اپيستمولوژي[1] برنامه ريزي محيط زيست سه نوع سازماندهي ارتباط انسان با محيط زيست شناخته شده است:
- ارتباط انسان با طبيعت براساس انطباق و سازگاري انسان با محدوديت هاي طبيعت و بهره برداري هاي محدود شده به فرصت هاي مشهود و قابل دسترس از طبيعت.
- ارتباط مكانيكي با هدف حداکثر سود و توليد.
- ارتباط بر اساس انطباق هوشمندانه با طبيعت و خلق ابتكار عمل هاي مبتني بر بازخوردهاي دریافتی از طبيعت.
در گذشته سازماندهي بهره برداري از منابع و محيط زيست در فلات ايران از نوع سوم بوده است. طبيعت متنوع و حضور شرایط متضاد اکولوژیک در ايران هم در بعد زماني و هم مكاني (با فواصل كوتاه) به همراه درك ارتباطات درون طبيعت توسط انسان، امكان استفاده هوشمندانه از طبيعت را فراهم كرد. جوامع ايراني بدون هدف بهره برداري حداكثر، فرصت ها و محدوديت هاي طبيعت پيرامون خود را كشف و به صورت خود جوش روشهاي پيچيده بهره برداري بيش از توان اكولوژيك آن را فراهم مي كرد. اتخاذ اين رهيافت با توجه به شرايط سخت و با محدودیت شدید منابع باعث شد كه ايرانيان بتوانند قرن ها به صورت پايدار از منابع خود استفاده كنند. انعكاس اين نگرش را در حفر قنات ها، سيستم كوچ و جابجايي عشاير و مكان يابي اراضي كشاورزي در سراسر يك حوزه آبخيز مي توان ديد كه نشان از درك فضايي انسان از منابع و سازگاري خود با اين ويژگي ها دارد. علت بروز اين ابتكار عمل هاي انساني در بهره برداري از منابع را مي توان در درك شرايط خاص اكولوژيكي حاكم بر فلات خشك و كوهستاني جستجو كرد.
سيستم به جاي اكوسيستم
تاثير اكولوژي انساني در برنامه ريزي تا بدانجا بود كه باعث شد سيستم به جای اکوسیستم به عنوان واحد جديدي از برنامه ريزي که انسان و طبیعت را با هم در برگیرد در مقياس سرزمين مطرح شود. يك سيستم كه در برگيرنده همه ابعاد فيزيكي، زيستي و انساني است نمادي از اثر پذيري و اثرگذاري مجموعه عوامل شكل دهنده به يك ساختار (عوامل فيزيكي، زيستي و انساني) است. اين مساله امكان ارزش گذاري جديدي را در تحليل فضايي و چگونگي شكل گيري سرزمين به وجود آورد. دستيابي برنامه ريزان به تصاوير ماهواره اي باعث گسترش افق ديد آنها از درك و شناخت ارتباط ميان شكل و فرايند، يا ساختار و عملكرد شد. اين مساله موجب شد بحث مقياس هاي مختلف و تفاوت تاثير عوامل مختلف در مقياس هاي مختلف شناسايي و در ارزيابي مطرح گردد. در نهايت همانطوریکه در زیر بدان پرداخته ایم، درك ارتباطات بين و درون مقياسهاي مختلف منجر به تعاريف و رده بندي هاي جديدي در فرايند ارزيابي منابع و سرمايه هاي طبيعي و اجتماعي گرديد.
مقیاس در تحلیل اکولوژیک
مقياس، مشاهده و جمع آوری داده هاي اكولوژيكي تاثير مشخصي بر نتايج دارند؛ بنا براين اتخاذ مقياس يا مقياس هاي صحيح اهميت خاصي در درک شرایط و تحولات اکولوژیک دارند. به طور كلي مقياس حداقل در 3 جنبه آن ضرورت یادآوری دارد:
- عرصه يا گستره مكاني – زماني (Extent): كه همان اندازه یا دامنه مكاني و يا زماني محتوی مطالعاتي است.
- توان تفكيك و دانه بندي: كه كوچكترين واحد قابل تمايز در يك گستره ي مكاني يا دوره زماني است؛ پيكسل در سیستم رستر يا واحد نقشه در سیستم وكتور است.
- مقياس ذاتي: هر پديده يا فرايند در يك مقياس ذاتي و طبيعي است که اثراتش قابل مشاهده و یا قابل بيان است.
به همين دليل براي رسيدن به اطلاعات صحيح تر لازم است با توجه به ساختار سلسله مراتبي طبيعت مقياس(هاي) مناسب تعريف شوند. بنابراين تجزيه و تحليل مقياس براي تعيين مقياس مناسب به ما كمك مي كند كه مقياس را نه بزرگتر از حدی كه قادر به مشاهده نوسانات نباشيم و نه كوچكتر از حدی كه منجر به تبدیل اطلاعات به مجموعه ای از سروصداهایی غیر قابل درک مبدل شود. به همين دليل در هر مطالعه اکولوژیک و در هر ارزيابي كه برای شناخت انجام میگردد اتخاذ و تعريف مقياس مطرح ضروري مي باشد.
جغرافیای طبیعی فلات ایران:
فلات ایران بیش از پنج میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد. بخش غربی آن در محدوده کشور ایران (جمهوری اسلامی) یک میلیون و ششصد و هشتاد وشش هزار کیلومتر مربع(km21686000) مساحت دارد. تنوع ارتفاع در بخش اصلی ایران بین 200 تا 3500 متر است و ارتفاع متوسط ایران یکهزار و پانصد متر(m1500) از سطح آب های آزاد است. در پست ترین نقطه ایران، سواحل دریای خزر ارتفاع منهای 25 متر و درون فلات مرکزی دویست متر ارتفاع نسبت به سطح دریا در کویر لوت است. بلندترین نقطه در ایران پنج هزار ششصدوهفتاد و شش متر ارتفاع دارد که در قله دماوند است. سرزمین ایران غالبا کوهستانی است. اما در عین حالیکه بیش از نیمی از آن بالای 1000 متر و 16 درصدش بیش از 2000 متر ارتفاع دارد ، بر خلاف انتظار 75 درصد اراضی دارای شیبی ملایمی (کمتر از 15 درصد یا 7 درجه) است. بدین ترتیب تنوع در ارتفاع و شیب حضور غالب دارد ولی بیشتر اراضی مرتفع ولی نسبتا مسطح می باشند.
فلات ایران محل برخورد (صفحه های تکتونیک) قاره های مختلف است. به همین علت هم ایران جدیدترین فعالیت های کوه زایی(دوران چهارم) و جوانترین ارتفاعات جهان را در بر گرفته است. رشته کوه البرز با 700 کیلومتر طول از ارتفاعات هندوکش در پامیر افغانستان تا جبال آرارات محل برخوردش با رشته کوه زاگرس گسترده است. البرز به شکل یک منحنی نازک مرتفع فلات ایران را ازدشت های آسیا جدا میکند. کوهستانهای بلند و بسیار عریض زاگرس مرز غربی فلات ایران است. رودخانه سند (هندوستان) در شرق و خلیج فارس و دریای عمان در جنوب نیز دو مرز دیگر فلات ایران است. فلات ایران محل حضور متقابل شرایط متنوع طبیعی و تاریخی- فرهنگی از شرق، غرب،شمال و جنوب است. همین امر همراه با شرایط متحول و پر انرژی آن باعث حضور حیرت آور شرایط متنوع و متغیر شده است که ساختاری نامتجانس از نظر طبیعی و فرهنگی را در ایران موجب شده است.
با وجود واقع بودن روی کمر بند خشک جهان، سرزمین های ایران متنوع تر از آن هستند که همگی را خشک خطاب کنیم. به علاوه، حتی در خشک ترین بیابانها (کویر؟) جریان آب فصلی و رشد گیاهان طی دوره ای یا فصلی از سال اگر چه کوتاه ولی همواره وجود دارد. حضور کوهستانهای بلندی که جریانات هوای مرطوب از طرف غرب را سد میکنند، این ابرها (سنگین) را مجبور به سعود کرده تا جائیکه برودتشان[2] به حدی افزایش یافته که بار رطوبت خود را در ارتفاعات (بصورت برف) تخلیه می کنند. برفیکه (حدود 75 تا 90 درصد بارش سالانه را شامل می شود) در بهار طی مدتی کوتاه با بارشهای بهاری (که ده تا پانزده درصد دیگر بارش سالانه است) به صورت سیلابهای خروشانی به درون فلات ایران جاری میشود. جریان آب بهاری از کوه به سوی فلات مرکزی قبل از آنکه به زمین نفوذ کند و یا قبل از رسیدن به انتهای مسیری فاقد زهکشی در کویرها (و تجمع بصورت باتلاق، تالاب و دریاچه فصلی یا دایمی) شبکه ای از دره های سبز را ایجاد میکند که حیاتی هرچندگذرا را تا قلب کویر حمایت میکند.
برقراری این جریان موجب خدمات حمایتی (Ecological Support Services) مهمی است که بالندگی حیات را ممکن میکند و با وجود اهمیت تعیین کننده اش با اقدام به سد سازی یا انحراف کریدورها موجب قطع آن برای پایین دست میشویم که بزرگ شدن کویر را موجب میگردد.
ساکنین ایران با آگاهی از حضور شرایط محیط زیستی متفاوت در مکان و زمان و تبادلات مکمل بین محیط زیستها و سرزمین های مختلف ساکنین ایران در هر مقیاس از طریق استفاده از ارتباطات افقی مکمل تبادلات بین این مکانها را به نفع خویش برقرار میکرده اند. جابه جایی محل فعالیت در فصول مختلف (دامداری و دیمکاری کوچ رونده) یا/ و حمل برخی منابع محدود کننده چون آب از یک مکان به مکانهای مساعدتر استفاده می نمودند. بدین ترتیب در سخت ترین شرایط حضوری بالنده و پایدار را از طریق جابه جایی های حساب شده و در فاصله مناسب، طی فصول مناسب و/یا همکاریها با جوامع ساکن در بخشهای متفاوت از سرزمین (دشت تا کوه) توسط برقراری ارتباطات افقی بین سیستم های اکولوژیک در مکان و طی زمان از مزیتهای نسبی تنوع حداکثر استفاده ممکن را می نموده اند. در یک سرزمین ازبالا دست تا پایین دست تخصیص منابع بصورتی مکمل صورت می گرفته تا موجب افزایش عملکرد درسطح کل منطقه شود.
محل و ماهیت استقرار فلات ایران
کشور ایران که در برگیرنده بخش مهمی از فلات ایران است. ایران در جنوب غربی آسیا در منطقه خاور میانه مابین عرض 25 تا 40 درجه شمالی و طول 44 تا 63 درجه شرقی واقع شده است.حد جنوبی ایران را ساحل خلیج فارس و دریای عمان تشکیل می دهد. حد شمالی با کشورهای ارمنستان، آذربایجان و ترکمنستان هم مرز و سواحل جنوبی دریای خزر است. حدشرقی مرز کشورهای افغانستان و پاکستان و غربی مرز دو کشور ترکیه و عراق است.
از نظر ژئومورفولوژی بخش اعظم ایران را فلاتی به همین نام فراگرفته که از آناتولی تا پامیر گسترش دارد، در واقع ایران بخش اعظم یک سرزمین مرتفع به نام فلات ایران است. این فلات تقریباً شبیه مثلثی است که اضلاع آن را رشته کوههای عظیم و مرتفع البرز، خراسان و هندوکش در شمال و شرق، کوههای زاگرس کردستان و مکران در غرب و جنوب و کوههای سلیمان به موازات سند تا هیمالیا میسازد. از نظر پیکره بندی داخلی، ایران سرزمین نسبتا بلندی است که توسط کوهستانهای بلند محصور شده است. همانند کاسه ای با لبه های برجسته. کوههای حاشیه ای فلات داخلی شرایط متفاوتی را در ایران نسبت به مناطق پیرامونی فراهم آورده اند. کوههای البرز به شکل هلالی در شمال کشور از غرب به شرق ایران آنرا از آسیای میانه و رشته کوههای عریض زاگرس در امتداد شمال غربی به جنوب شرقی و سپس ارتفاعات مکران در جنوب همانند یک مثلث بخش فلات داخلی را در بر گرفته اند. شرایط ژئومورفولوژیکی و اقلیمی که همانطوریکه خواهیم دید، شرایط زیستی خاصی را برای کشور به وجود آورده است.
بخش داخلی نیز از حوزههای کوچک و بزرگ متعددی تشکیل شده است که بعضاً توسط ارتفاعات داخلی و محلی محصور شدهاند اما دیواره کوهستانی و مرتفع اطراف مانند سدی مانع ورود عناصر طبیعی یا انسانی به داخل مرکز فلات شده است.
میانگین ارتفاع در کل کشور حدود 1250 متر و میانگین ارتفاع در فلات ایران حدود 900 متر می باشد. بیشترین مساحت ایران به طبقه ارتفاعی 1000-1200 متر اختصاص دارد و چیزی در حدود 14 درصد مساحت ایران را شیب های بالای 30 درصد دربرگرفته است. مرز آبی ایران در شمال کشور حدود 673 کیلومتر و در جنوب بالغ بر 2098 کیلومتر می باشد. ارتفاعات عامل اصلی بارندگی و نزولات آسمانی هستند. به نحوی که در بسیاری مناطق اثر عرض جغرافیایی را محدود کرده اند. با این حال فیزیوگرافی و اثراتش پیچیده و متنوع است؛ بیش از یک چهارم ای سرزمین کوهستانی هموار و کمتر از 3 تا 5 درصد شیب اراضی دارد!